این روزهای انیتا
سلام دختر قشنگم این روزها روزهای اخر سال 1392است...این چند روز برف وبارون زیادی اومد.کلی ذوقیدیم این عید هم که بیاد دومین عید شما دختر خوشگل منه...دومین بار که کنار سفره هفت سین یه خانواده سه نفری هستیم... عزیزم دیگه نزدیک دوسالگی هستی..ودیگه خانومی شدی برای خودت...چقد زود گذشت این دوسال ...باورم نمیشه..دختر کوچولوی ما حالا دوسالش شده از شیطونی هات بگم...که کلی عاشق رقصیدن شدی همش میگی " موبایل کووو؟؟ "که برات اهنگ بزاریم وبرقصی تا سی دی "اهنگ های کودکانه"رو برات میزارم سریع بلند میشی به رقص وپایکوبی... البته تا نماز مبخونم سریع میای چادرت ومیخای برات بپوشم ونماز بخونی تقریبا دیگه همه چی میگی...بعضی وقتا که بابا ...
نویسنده :
عاطــفـــﮧ
18:05






